الملا فتح الله الكاشاني

147

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

متوجه شناخت نميگردانند و از غايت عناد آينه دل را از تصادم انكار و غفلت بصيقل تصديق و انابت پاك نميسازند * ( وَلَهُمْ أَعْيُنٌ ) * و مر ايشانراست چشمها كه به هيچ طريق * ( لا يُبْصِرُونَ بِها ) * روى حق نه مىبينند و به نظر اعتبار در مخلوقات نمينگرند * ( وَلَهُمْ آذانٌ ) * و مر ايشانراست گوشها كه به هيچ وجه * ( لا يَسْمَعُونَ بِها ) * سخن حق به آن نميشنوند زيرا كه بسمع هوش آيات و مواعظ قرآنى را استماع نميكنند * ( أُولئِكَ ) * آن گروه در آنكه مشاعر خود را متوجه اسباب تعيش ساخته‌اند و مقصود بالذات حطام فانى داشته‌اند * ( كَالأَنْعامِ ) * مانند چهارپا باشند كه همت ايشان جز خورد و خواب نيست و اصلا ملتفت بنعيم باقى و لذات دائمى نيستند * ( بَلْ هُمْ أَضَلُّ ) * بلكه اين گروه گمراه تر از انعاماند زيرا كه انعام ادراك چيزى ميكنند كه ممكنست ايشان را ادراك آن از منافع و مضار وجد و جهد ميكنند در جذب و دفع آن به آنچه غايت جهد ايشانست و گمراهان اين چنين نيستند بلكه ايشان ميدانند كه معاند و جاهداند پس اقدام مينمايند بر آتش كه مضرت ابدى است و نيز انعام را تكليفى نيست پس بخلاف امر متصف نيستند بخلاف اهل ضلال و ديگر آنكه انعام بزجر زاجر منزجر ميشوند و بارشاد مرشد در طريق اهتدا سلوك مينمايند و اين كفره به جهت فرط كفر و عتو مهتدى نميشوند به چيزى از خيرات با آنكه حقتعالى عقول داله بر ايشان برشاد و صارفه از فساد بايشان كرامت فرموده پس چون كه عقل خود را استعمال نميكنند و بآيات قدرت عارف نه مىشوند و الات خود را كار نميفرمايند تا راه بوحدانيت خالق خود برند بمراتب از بهايم كمتراند * ( أُولئِكَ ) * آن گروه گمراهان كه ياد كرده شدند * ( هُمُ الْغافِلُونَ ) * ايشانند غافلان و در غفلت خود كاملان به جهت عدم تفكر و تدبر ايشان در آيات باهره و حجج ظاهره كه مكلفند به آن بخلاف بهايم كه مسخر فرمانند و آنچه بر ايشانست بجا مىآرند و يا ايشان غافلانند از آنچه بر ايشان نازل مىشود از عقوبات دايمى صاحب عين المعانى آورده كه مكلف مأمور با فرو گذاشته معذور مساوى نيست چه آدمى هم روحانيست و هم جسمانى و هم عقلانيست و هم شهوانى پس اگر عقل او بر هوا غالب آيد از ملائكه افضل است و اگر مغلوب نفس و هو اشد از بهايم ارذل است و چون حق تعالى ذكر عناد كفار كرد و ايشان را مذمت و ملامت نمود بر عدم تدبر در حجج هاديه در عقب آن ترغيب مؤمنان مىكند بتوجه نمودن به او سبحانه و او را بنامهاى نيكو خواندن و ستودن و ميفرمايد كه * ( وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى ) * و مر خدايراست اسماى نيكو * ( فَادْعُوه بِها ) * پس بخوانيد او را بدان ها يعنى او را به اين اسما نام بريد زيرا كه دالند بر معانى كه نيكوترين معانىاند و مراد به آن الفاظ است